تاریکی
جمعه چهارم اردیبهشت 1388
تاریک که میشود
من به حواهای ِ بیحواسی میاندیشم
که قبل از نیوتن سیبها را چیدند و
منتظر جاذبه نماندند
و دانستند که زمین
هر چه گرد در شکل
هر چه بیوقفه در حرکت
هر چه سیاه در اندوه
همان مردمک ِ چشمهای لیلیست
که سرگردانی مجنون را ترجمه میکند
پینوشت:
این شعرم را به اندازهی تمام ِ تاریکیهای ِِ نشسته در چشم تو دوست میدارم. کاملاش را در فروغ بخوانید.
+ 23:43 نوشته های مریم ملک دار